چکیده فعالیت میسیونرها در صد سال گذشته بسیار قابل تأمل است. شیوههای نو و بلندمدت چنددهساله باعث جهشی در تبشیر مسیحیت شده است. با دقت در تبشیر فِرق مختلف مسیحیت در صد سال گذشته، به این نکته پی میبریم که گام اول تبشیر، تغییر فرهنگ است. تغییر فرهنگ مقدمهای برای تغییر دین مردم به مسیحیت است. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی به پردازش شواهد تاریخی و علم میسیولوژی در مبحث فرهنگ پرداخته است. یافتهها حاکی از آن است، مسیحیت تبشیری با استفاده از علم میسیولوژی سعی در تغییر فرهنگ و هویت مردم و در نهایت، تغییر جهانبینی آنها دارد تا در سالهای آینده، موجی از تغییر دین در بین مردم ایجاد کند. شاید در نگاه اولیه، تبشیر از ملزومات هر دین است، ولی مسیحیت تبشیری با کمک کشورهای استعمارگر، یک استعمار دینی، اقتصادی و سیاسی را ایجاد کرده که باعث برهمزدن نظم طبیعی فرهنگی جهان شده است. طبق نظر جامعهشناس، رابرت مرتون، این تغییر هدفمند، پیامدی بسیار خطرناک خواهد داشت. تغییر فرهنگ یا تحمیل فرهنگ و زبان غربی، استراتژی قدیمی مسیحیت تبشیری است که با فروپاشی استعمار، تداوم نیافته و آگاهی مردم، موجهای ضد تبشیری در جهان ایجاد کرده است. مسیحیت در گام جدید، تلاش برای ایجاد پارادایمهای جدید دارد تا به وسیلۀ آن، طبق مدل میسیولوژیست، پاول هیبرت، تغییر جهانیبینی انجام دهد.