مدیر گروه نقد تصوف پژوهشگاه علوم و معارف خاتم النبیین صلی الله علیه و آله
چکیده
چکیده جدال پیروان راه عقل و اصحاب طریقت، از کهنترین نزاعهای موجود در عالم اسلام است که زبانههای آتش این نزاع تاکنون فرونکشیده است. اما علت اصلی این منازعه را باید در اصول معرفتشناسی صوفیان ردیابی کرد. اهل تصوف معرفت شهودی را برترین و والاترین راه برای کشف حقایق عنوان میکنند و پای عقل و استدلالیان را در این مسیر چوبین و سخت بی تمکین میدانند. از جانب دیگر، آموزهها و دعاوی برخواسته از مکاشفات غالباً با تعالیم برآمده از برهان و سنت دینی توافق نداشته و عقل فطری و سنت، نافی اصول و مبانی عرفان نظری مانند وحدت شخصیه وجود و فناء فی الله و ... بوده است. اهل تصوف، تنها به آن معلوماتی که از خواب و مکاشفه و شهود به دست میآورند ارزش نهاده و براهین کلامی و فلسفی و علوم نقلی و عقلی را در مقایسه با علوم شهودی، یکسره بیارزش و بلکه بزرگترین حجاب برای رهروان طریقت عنوان میکنند چراکه بهخوبی میدانند قدم نهادن در مسیر تعقل، پای آنها را از وادی تخیل و توهم کوتاه کرده و سالک را از گرداب خیالات و اوهام خارج میکند؛ بنابراین حتی جهل به احکام فقهی و شرعی را جهلی مقدس و ستودنی خوانده و تا توانستهاند در مذمت تفقه و خردورزی شعر ستوده و قلم زدهاند. البته بخشی از اصحاب عرفان نظری همواره دستی در علوم عقلی و فلسفه داشته اند اما چنانچه خود اعتراف کردهاند، پرداختن به این علوم عقلی و نقلی نه از باب ارزش نهادن به آنها، بلکه صرفاً برای اسکات خصم و اثبات حقانیت تعالیم خود با ابزار مورداستفاده رقبای خود بوده است. در این بین، دوگانة عقل و عشق دوگانهای مشهور در تمام آثار صوفیان است و همواره به این مسئله تأکید میکنند که اولین شرط سیر و سلوک، قربانی کردن عقل بر پای عشق و کوتاه کردن دست آن از سنجیدن و محک زدن تعالیم عرفانی است.