چکیده توحید، وجه اشتراک فرقۀ صوفیه و تمام مذاهب اسلامی ازجمله تشیع است که دربارۀ آن بسیار سخن گفته شده است. این مقاله با بررسی دو متن دعای عرفه و شطحیات توحیدی حلاج بهویژه «أنا الحق» در نظر دارد توحید را در دو اندیشۀ تشیع و تصوف بررسی کند. منشأ نظریۀ توحید حلاج، که با عناوین اتحاد و حلول و وحدت وجود، میتوان دربارۀ آن سخن گفت، به بینیازی انسان در برابر خداوند مرتبط است. سالک، در این اندیشه پس از وصول به حقیقت و فنای در ذات و بقای بالله، دیگر نیازمند خدا نیست که بخواهد او را عبادت کند. انحراف توحید بهوجه عینیت با ذات هم همین است که انسان به استغنا میرسد؛ اما در مقابل، امامحسین علیه السلام در دعای شریف عرفه، این احساس نیازمندی به معبود را با بهترین عبارات نشان داده است. در واقع، نتیجۀ توحید بهوجه تباین ذاتی با خداوند همین استکه انسان در پی کسب مقامات والای انسانی میرود که همان نیاز انسان به خالق هستی در تمام مراحل زندگی است. این پژوهش، با جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی تحلیلی و نقد نگاه توحیدی حلاج، به این نتیجه رسیده است که راه شناخت خداوند، تفکر در ذات حق نیست؛ بلکه تفکر در آثار فعل خدا یعنی مخلوقات اوست؛ زیرا ثمرۀ تفکر در ذات، فنا و بقای در ذات است و ثمرۀ تفکر در آثار فعل خدا، جدایی از ذات حق است. منابع دینی مانند دعای شریف عرفه نیز به این جدایی و دوئیت خالق و مخلوق با صراحت اشاره کرده است.