بررسی و تبیین مفهوم توحید در اسلام، همواره از مباحث مناقشهبرانگیز میان اندیشمندان بوده است، بهگونهای که تفاوت در برداشتها و تفسیرها از توحید اسلامی، گاه به ظهور فرقههای متعدد انجامیده است. اهل تصوف با تکیه بر دریافتهای درونی و ذوقی، نظریههای متنوعی را در باب توحید مطرح کردهاند که نظریۀ «وحدت شخصی وجود»، از برجستهترین آنها به شمار میرود. این نظریه که در ابتدا مبتنیبر مکاشفات قلبی و تجارب عرفانی بود، بهتدریج مورد استناد به آیهها و روایتهای اسلامی قرار گرفت و بهنوعی تلاش شد تا ادلهای نقلی برای آن ارائه شود. در این پژوهش، با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای، به بررسی و نقد ادله قرآنی صوفیه درزمینۀ وحدت شخصی وجود پرداختهایم. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که استنادهای قرآنی صوفیان برای اثبات این نظریه از منظر روششناسی دارای کاستیهایی بوده و از منطق علمی بهره نمیبرد. افزونبر این، آیههای مذکور که صوفیه به آنها استناد کردهاند، هیچگونه دلالتی بر نفی کثرت موجودات و اثبات وحدت مطلق ندارند؛ بنابراین، چنین برداشتهایی از آیههای قرآن، نیازمند دقت بیشتری است تا به نتایج متقنتری منجر گردد.