مدیر گروه نقد تصوف پژوهشگاه علوم و معارف خاتم النبیین صلی الله علیه و آله
چکیده
مسئله راهنماشناسی در تصوف از مباحث زیربنایی و محوری در بینش صوفیان بوده که عمدتاً ذیل مفاهیمی نظیر «انسان کامل» و «ولایت» بررسی میشود. مطالعه تاریخچه مباحث راهنماشناسی، از دگرگونی مبانی و مفاهیم این مسئله در ادوار مختلف حکایت دارد. این مقاله با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی ازطریق جمعآوری گزارشهای کتابخانهای، سعی در کندوکاو درباره پیشینه راهنماشناسی صوفیه داشته و در پی آن است که ابتدا به مفهوم صدق و جایگاه و تاریخچه آن در منظومه مباحث راهنماشناسی صوفیان نخستین بپردازد و بهدنبال آن، سیر گذار از مفهوم «صدیق» به «ولی» را با نظر به عوامل مهم در این تبدّل رأی، بررسی کند. یافتههای این تحقیق نشان میدهد، صوفیان نخستین، بحث از مقام و جایگاه انسان کامل را غالباً ذیل عنوان «صدق و صدیق» تعریف میکردند، نه «ولی و ولایت». علت این مسئله نیز غلبه گرایشهای مذهبی و کلامی بر رویکردهای عرفانی آنها بود، چه اینکه قاطبه مشایخ تصوف تا حوالی قرن ششم ق، در زمره پیروان مذاهب اهلسنت به شمار میرفتند و در نگاه مسلمان سنی مذهب، مفهوم «صدق» و «صدیق» که در شخصیت «ابوبکر بن ابیقحافه» مصداق مییافت، نشانِ بالاترین مرتبهای بود که یک مسلمان میتوانست به چنگ آورد؛ اما با گذشت تاریخ و همزمان با گرایش صوفیان به تعالیم شیعی، بحث از صدق و صدیق نیز به محاق رفته و عنوان ولی و ولایت جایگزین آن شده و در نهایت شالوده تمام مباحث راهنماشناسی و انسانشناسی در تصوف قرار گرفت.