مدیر گروه زرتشت و باستانگرایی مؤسسه آموزش عالی حوزوی خاتم النبیین صلی الله علیه و آله
چکیده
فراموشی تاریخ، بحران هویت میآفریند و آگاهی از خاطره تاریخی، صیانت جامعه از هجمههای ضدهویتی را در پی دارد. ایران باستان از کهنترین ادوار بشری، روایتهای مکتوب زرتشتی و ایرانی دارد. گوناگونی مواجهه با تاریخ ایران باستان در جنگ روایتها و اینکه تاریخنگاری اسلامی در کنار کدام روایت میایستد و از آن دفاع میکند، مسئلهای است که منجر به این پژوهش شده است. تاریخنگاری اسلامی ازمیان روایتهای کهن درباره ایران باستان با رویکردی تصحیحی-تنزیهی و ازسویی تکمیلی-تقویتی، روایت ایرانی-زرتشتی را ترجیح میدهد و مدافعانه از آن دفاع میکند. در این مقاله که با رویکرد توصیفی-تحلیلی نگاشته شده، نویسنده به این نتیجه رسیده است که انتخاب مورد نظر، دلایلی دارد که بخشی از یافتههای پژوهش را تشکیل میدهد. نخستین دلیل، توافق عمومی ایرانیان درباره تاریخ باستانی کشور است؛ این همسویی با وجود تفاوتهای مذهبی و پراکندگی جمعیتی، قابل توجه است. دومین عامل، نظر مورخان اسلامی درباره استمرار و پایداری نظام شاهنشاهی در ایران است؛ موضوعی که برای دیگر اقوام و ملتها کمتر صدق میکند. سومین دلیل، توجه ویژه زرتشتیان به شناخت نسب و تبار است؛ آنان برای حفظ شجرهنامههای خود، روایتهایی از گذشتگان نقل میکردند. دلیل دیگر، وجود دفاتر بایگانی در اسناد رسمی شاهی ایران است و در نهایت، هماهنگی میان روایتهای تاریخی و جغرافیای تاریخی کشور نیز از عوامل مؤثر در این انتخاب به شمار میرود. اما جانبداری تاریخنگاری اسلامی از تاریخنگاری زرتشتی-ایرانی دلیلی بر اعتماد تقلیدی و کورکورانه نیست، بلکه مورخان اسلامی با نگرشی انتقادی به سنوات تاریخی، جهل تاریخی، اخبار اساطیری و تفکیک بین سلسلههای شاهانی و نقد تطبیقهای ناروا و پر کردن خلأهای تاریخی، رویکردی عالمانه در مواجهه با تاریخنگاری زرتشتی پیش گرفتند.