عضو گروه زرتشت و باستانگرایی پژوهشگاه علوم و معارف خاتمالنبیین صلی الله علیه و آله
چکیده
در گذشته معلولان جدای از سختیهایی که بهطور طبیعی متحمل میشدند، قربانی باورهایی بودند که بیماری و نقص آنان را به نیروهای ماورایی منسوب میکرد. بسته به باورهای موجود برای درمان معلولان، گاه به شکنجه آنان دست میزدند و چه بسا در جوامعی کشته میشدند.
در ایران باستان، آفرینش بیماری و معلولیت به اهریمن نسبت داده میشد و این مسئله میتوانست تأثیر مهمی در جهتدهی نوع نگرش جامعه به این دسته از انسانها داشته باشد. هدف از این پژوهش نشان دادن نقش اهریمن در مقام آفریننده نقص و بیماری در تنزل جایگاه اجتماعی معلولان در ایران باستان است. و تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد که اعتقاد به اهریمن بهعنوان منشأ نقص و بیماری، چه تأثیری بر نگرش جامعه راجعبه معلولان داشت و چه محرومیتهایی را برای آنان به وجود میآورد؟ پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعه کتابخانهای سامان یافته است.
براساس یافتههای این پژوهش، معلولیت، داغی اهریمنی خوانده میشد که براساس اسطورهها آنان را از حق زندگی محروم میکرد. این نوع نگاه به معلولیت، نتایج سنگینی برای معلولان در پی داشت و نتایج آن در فقه و آیینهای زرتشتی نمودار شد. با این نگاه، معلولان از حضور در برخی مراسمات دینی منع میشدند. سختگیریهای طاقتفرسا درباره پاکی آیینی، معلولان از به دست آوردن مناصبی مانند روحانیت و پادشاهی بازمیداشت و پذیرش آنان را در جامعه زرتشتی با مشکل روبهرو میکرد.