مدیر گروه نقد تصوف پژوهشگاه علوم و معارف خاتم النبیین صلی الله علیه و آله
چکیده
مقدمه دستیار سردبیر
تصوف که عنوانِ مشهورترین و گسترده ترین جریان باطن گرا و سلوک محور در اسلام را یدک میکشد، از همان بدو پیدایش در قرن دوم هجری روش و مسیر متفاوتی را برای معرفت به خالق هستی سپری کرد و اصلیترین نقطه تمییز و تفاوت خود با عامه مسلمانان را نیز در همین متفاوت یافتن، فهمیدن و دیدن عنوان کرد.
آنها خِرد و حواس بشری را عاجز از درک حقائق اشیاء میدانستند و مدعی بودند آنچه این ابزارها از علم و آگاهی به انسان منتقل میکند، صرفا ظواهر و لایههای بیرونی بی ارزش اشیاء است که با بطون و حقائق نهفته در آنها نسبتی ندارد.
ظاهر جهان هستی را حواس بیرونی و باطن آن را حواس درونی درک میکند، پس انسان برای درک باطن و حقایق امور، باید از ابزار جبلی و درونی خود مدد بگیرد. ظاهر انسان همان جسم و باطنش همان روح اوست که با تعابیر دیگری مثل قلب، نفس و غیره از آن یاد میشود، اما فعال کردن حواس باطنی، منوط به راکد کردن یا محدود سازی حواس ظاهری است و برای رسیدن به باطن باید از ظاهر چشم پوشید. از همین رو با ریاضتهای دشوار و بعضاً نامشروع، سعی در سرکوب حوائج مرسوم جسمانی و عادی خود داشته و این اعمال را پلی برای رسیدن به درک باطنی (یا اشراق و شهود و چشم سوم و غیره) میدانستند.......