بحث از منابع و ابزار شناخت و معرفت و حدود و دامنه معرفتی هرکدام، یکی از مسائل جنجال برانگیز و اختلافی در حوزه معرفتشناسی است که از دیرباز مورد بحث و نظر صاحب نظران میباشد. بعضی با رویکرد افراطی، راه معرفت را منحصر در حس و تجربه دانسته و برخی دیگر راه عقل و پارهای صرفا مکاشفه قلبی را یگانه مسیر شناخت حقیقت برشماردهاند که این دیدگاه را متعلق به مشهور صوفیان میدانند. در سوی دیگر، برخی منتقدین تصوف اساساً منکر معرفت زا بودن شهود قلبی شده و مسیر کشف و شهود را به دلیل آمیختگی آن با خطا و لغزش و اغلاط معتبر ندانستهاند. حال آنکه در یک نگاه معتدلانه از سوی پارهای از معرفت شناسان، هرکدام از ابزارهای معرفتی انسان مثل حس، عقل و شهود قلبی بخشها و ابعادی از حقایق و وقایع را برای انسان بر ملا میسازد. این جستار، تلاش دارد با طرح اشکالات وارده به شهود عرفانی؛ در جهت نقد دیدگاه افراطی که راه معرفت را منحصر در شهود قلبی میداند گام برداشته و به تقویت نگاه معتدلانه در این زمینه همت گمارد.