الهیات طبیعی در یک اصطلاح آن، به معنای استفاده از مقدمات تجربی و یافتههای علوم طبیعی در خداشناسی و بهطور خاص، براهین اثبات خدا به کار میرود. این پروژه، قدمتی طولانی دارد و در فضای معاصر نیز از یک سو با توجه به اقبال به علوم طبیعی و ازسویدیگر برخی یافتههای خاص این علوم یا برخی تنگناهای تبیینی آنها، رونق پیدا کرده است. بهصورتی که پروژۀ الهیات طبیعی، بهاصطلاح فوق، در نوک پیکان مقابله با الحاد علمی جدید قرار گرفته است. ریچارد سویینبرن، بهعنوان یکی از مشهورترین فیلسوفان دین معاصر، از برجستهترین متفکرین این پروژه بهحساب میآید؛ بهگونهای که پژوهش در حیطۀ الهیات طبیعی، بدون ارجاع به آرای او معمولاً، ناقص تلقی میشود. او بهتصریح خودش، بهدنبال این است که فرضیۀ وجود خدا را بهعنوان یک فرضیۀ تجربی، با شواهد علمی تأیید و درنتیجه وجود خدا را بهعنوان بهترین تبیین برای برخی یافتههای تجربی به کرسی بنشاند؛ اما به نظر میرسد در فلسفۀ اسلامی، ضوابطی وجود دارد که امکان چنین طرحی را محدود میکند. در این مقاله پساز مروری کوتاه بر طرح الهیات طبیعی سویینبرن و تحلیل آن، به واکاوی انگیزه و دلایل او برای این طرح، مبادی الهیاتی و معرفتشناسانۀ آن و نقدهای وارد بر آن خواهیم پرداخت. در گام دوم، علاوهبر نقدها و تحلیلهای اصیل این مقاله، تمامی نقدهای موجود در اهم آثار فارسی دربارۀ برهان سویینبرن، تقریر و ارزیابی شده و در دودسته نقدهای وارد و ناوارد دستهبندی شدهاند.