پژوهشگر و عضو گروه علمی نقد الحاد مؤسسۀ خاتم النبیین صلی الله علیه و آله
چکیده
اصل دلیل کافی، یکی از بنیانهای عقلانی فکر انسانی است که در مباحث کیهانشناختی، از ارکان مهم تلقی میشود.
این نگاشته بر آن است تا با ارائۀ جدیدترین براهین مدافعین و منتقدین کارآمد این اصل، بهویژه افرادی مانند الکساندر پروس، بهعنوان یکی از مهمترین اندیشمندان خداباور و نگاههای نئوهیمیستی و مکتب ذاتگرایی، منشأ تقابل این دو نوع نگاه را به بوتۀ نقد و نظر بگذارد.
در نگاه پروس، عدم پذیرش این اصل مخاطب را بهسوی نوعی شکگرایی مفرط در حیطۀ شواهد عینی، خواهد کشاند. وی معتقد است که در صورت غلطبودن این بنیان، حقایق طبیعی دیگر بدون علت اتفاق خواهند افتاد و با تصادفیشدن این رخدادها، دیگر هیچگونه دریافت معرفتی، ممکن نخواهد بود. همچنین در صورت بطلان این اصل، معتقد است که ما یک نوع ناقضی داریم (Defeater) که ممکن نیست نقض شود (Defeater’s defeater) که خود از بین برندۀ اعتبار علوم تجربی (Science) است. در نگاه منتقدین، پذیرش این اصل باوجود مثالهای نقض، منطقی نیست. تبیین نگاه پروس و اعتبارشناسی پاسخگویی وی به شبهات خداباوری، از داشتههای مهمِ این نوشتار خواهد بود.